رشد اجتماعی کودکان 6-12 سال: تأثیر روابط با همسالان و خانواده

کودکان در سنین 6 تا 12 سالگی، در مرحله‌ای از رشد اجتماعی قرار دارند که تعاملاتشان با همسالان و خانواده تأثیر زیادی بر شکل‌گیری شخصیت و توانایی‌های اجتماعی آن‌ها دارد. در این مرحله، روابط با همسالان به یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر رشد اجتماعی و روانی کودک تبدیل می‌شود، چرا که به آن‌ها کمک می‌کند تا مهارت‌های اجتماعی جدیدی را یاد بگیرند و درک بهتری از خود و دیگران پیدا کنند.

روابط با همسالان در دوران دبستان

در اواخر کودکی، اجتماع همسالان بستر بسیار مهمی برای رشد می‌شود. تماس با همسالان نقش مهمی در درک دیگران و آگاهی از خود و دیگران ایفا می‌کند. همچنین کیفیت روابط با همسالان تغییر کرده و در سال‌های دبستانی بیشتر نوع‌دوستانه می‌شود؛ لذا پرخاشگری مخصوصاً حملات بدنی کاهش پیدا می‌کند.

گروه‌بندی‌های همسالان و تغییرات اجتماعی

کودکان در حیاط مدرسه، گروه‌های ۳ تا ۱۰-۱۲ نفره را تشکیل می‌دهند. ساختار این اجتماعات با افزایش سن تغییر پیدا می‌کند. کودکان در پایان کودکی میل زیادی به تعلق گروهی نشان می‌دهند. آن‌ها با هم ارزش‌ها و معیارهای منحصربه‌فردی را برای رفتار تعیین می‌کنند. دخترها به علت انتظارات نقش جنسی، خصومت را به صورت ظریف و غیر‌مستقیم ابراز می‌کنند. پسرها برای نشان دادن خصومت به افراد غیرخودی یعنی افرادی که در گروه خودشان قرار ندارند، رک و راست‌ترند؛ مثلاً آن‌ها را دست می‌اندازند، مسخره می‌کنند، زنگ خانه‌ی مردم را می‌زنند و فرار می‌کنند و غیره.

رابطه‌ی دوستانه در سال‌های دبستانی پیچیده‌تر می‌شود. دوستی در سال‌های دبستان دیگر به معنای این نیست که کودکان فعالیت‌های مشابهی انجام دهند. بلکه دوستی نوعی رابطه‌ی متقابل صمیمانه است که کودکان در آن به نیازها و امیال یکدیگر پاسخ می‌دهند و ویژگی‌های یکدیگر را دوست دارند. رابطه دوستانه‌ی کودکان دبستانی بیشتر گزینشی است؛ در حالی که کودکان پیش‌دبستانی تعداد زیادی دوست دارند.

انواع پذیرش همسالان

پذیرش همسالان توسط آزمون‌هایی سنجیده می‌شود که از همکلاسی‌ها می‌خواهند دوست‌داستنی بودن یکدیگر را ارزیابی کنند. پاسخ‌های کودکان چهار طبقه‌ی متفاوت را نشان می‌دهد:

  1. کودکان محبوب

کودکانی هستند که رأی مثبت زیادی کسب می‌کنند. این کودکان به گونه‌ای با عاطفه، دوستانه و یاری‌گرایانه با همسالانشان ارتباط برقرار می‌کنند.

2. کودکان طردشده

کودکانی هستند که از نظر همسالان، دوست داشتنی نبوده و گاها در عمل مورد نفرت همسالان هستند.

کودکان طرد شده معمولا دو خرده تیپ را شامل می‌شوند:

طرد‌شده‌ی پرخاشگر:

کودکان طرد‌شده‌ی پرخاشگر گروه بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند. آن ها رفتارهایی مثل خصومت، بیش‌فعالی، بی‌توجهی و رفتار تکانشی را بیشتر نشان می‌دهند.

طردشده‌ی کناره‌گیر:

کودکان طردشده‌ی کناره‌گیر، گروه کوچک‌تری را تشکیل می‌دهند که منفعل هستند و از لحاظ اجتماعی دست و پا چلفتی‌اند. این کودکان بسیار احساس تنهایی می‌کنند و از اینکه مورد تحقیر یا حمله‌ی همسالان قرار بگیرند، بسیار نگرانند.

3. کودکان جنجالی

کودکانی هستند که تعداد زیادی رأی مثبت و منفی کسب می‌کنند. آن‌ها هم رفتارهای اجتماعی مثبت و هم رفتارهای اجتماعی منفی نشان می‌دهند. آن‌ها مانند کودکان طردشده‌ی‌ پرخاشگر و متخاصم هستند؛ اما اعمال مثبت و نوع‌دوستانه نیز انجام می‌دهند.

4. کودکانی نامرئی

این کودکان چه به صورت منفی و چه به صورت مثبت، به ندرت انتخاب می‌شوند. اگر چه این کودکان کمتر تعامل می‌کنند، اما از مهارت‌های اجتماعی کودکان عادی برخوردار هستند. آن‌ها از احساس تنهایی شکایتی ندارند. هر وقت بخواهند تنها باشند، از بازی با همسالان کنار می‌کشند.

پذیرش همسالان، پیش‌بین خوبی برای سازگاری روانی است. کودکان طردشده ناخشنود و منزوی هستند، و پیشرفت تحصیلی کم و عزت نفس پایینی دارند و معلمان و والدین، آن‌ها را با مشکلات هیجانی و اجتماعی ارزیابی می‌کنند.

تأثیر کیفیت روابط خانوادگی بر رشد اجتماعی کودکان 6-12 سال

هنگامی که کودکان وارد مدرسه می‌شوند و رابطه با همسالان را آغاز می‌کنند، ارتباط والد-کودک تغییر می‌کند. در عین حال احساس شایستگی در حال رشد کودک باز هم به کیفیت تعامل خانوادگی بستگی دارد.

رابطه والد-کودک در دوران کودکی

از اواسط کودکی مقدار زمانی که کودکان با والدین سپری می‌کنند، خیلی کاهش می‌یابد. استقلال فزاینده‌ی کودک به معنی آن است که والدین باید با موضوعات جدیدی سروکار داشته باشند. زمانی که کودکان نشان می‌دهند که می‌توانند فعالیت‌ها و مسئولیت‌های روزمره‌ی خود را اداره کنند، والدین کارآمد به تدریج کنترل را به کودک منتقل می‌کنند. این بدان معنی نیست که آن‌ها کودک را کاملا به حال خود رها کرده‌اند، بلکه آن‌ها به تنظیم مشترک می‌پردازند.

تنظیم مشترک در ارتباط والدین و کودک

تنظیم مشترک نوعی سرپرستی انتقالی است که در آن والدین نظارت کلی بر کودکان دارند. در عین حال، به آن‌ها اجازه می‌دهند تا مسئولیت تصمیم‌گیری‌های خود را بپذیرند. این نوع سرپرستی از کودکانی که هنوز برای استقلال کامل آمادگی ندارند، حمایت و محافظت می‌کند. در عین حال، آن‌ها را برای دوران نوجوانی آماده می‌سازد؛ زمانی که باید خودشان تصمیمات مهمی بگیرند. تنظیم مشترک از رابطه یاری‌گرانه بین والد و کودک شکل می‌گیرد.

خلاصه‌ای از اجزای تشکیل دهنده‌ی تنظیم مشترک به نقل از مکوبی به شرح زیر است:

  • والدین باید فرزندانشان را از فاصله‌ی دور نظارت، راهنمایی و حمایت کنند؛ یعنی زمانی که فرزندان آن‌ها در حضورشان نیستند.
  • آن‌ها باید از مواقعی که تماس مستقیم با فرزندانشان دارند، به نحو مؤثری استفاده کنند.
  • باید در فرزندان‌شان توانایی‌هایی را تقویت کنند که به آن‌ها امکان می‌دهد رفتار خودشان را کنترل کنند، معیارهای پسندیده را برگزینند، از مخاطرات بی‌جا و غیرضروری اجتناب کنند و بدانند چه مواقع به حمایت و راهنمایی والدین‌شان نیاز دارند.

 

رقابت‌های خواهر و برادر و تأثیر آن بر رشد اجتماعی کودکان 6-12 سال

علاوه بر والدین و دوستان، خواهر- برادرها برای کودکان دبستانی منبع مصاحبت، کمک در تکالیف دشوار و حمایت عاطفی هستند. با این حال رقابت خواهر- برادرها در اواسط کودکی افزایش می‌یابد. زمانی که فاصله‌ی سنی خواهر برادرها کم است و آن‌ها همجنس نیز هستند، مقایسه‌های والدین به مشاجره و ضدیت بیشتری می‌انجامد.
این پیامد زمانی شدیدتر است که پدرها یک فرزند خود را ترجیح دهند. شاید به این دلیل که پدرها زمان کمتری را با کودکان به سر می‌برند و حمایت بی‌رویه‌ی آن‌ها محسوس‌تر است. به همین خاطر هنگام تعامل خواهر-برادرها، خصومت بیشتری را بر می‌انگیزد.

تأثیر ترتیب تولد بر شخصیت کودک

ترتیب تولد در تجربه‌های خواهر- برادرها نقش مهمی دارد. آدلر در نظریه‌ی روانشناسی فردی بر نقش ترتیب تولد (جایگاه تربیتی) کودکان تاکید می‌کند. فرزندان اول یک زمانی تمام توجه والدینشان را به خود جلب می‌کردند. اما بعد از به دنیا آمدن خواهر یا برادرها، والدین برای رفتار پخته به فرزندان اول فشار بیشتری وارد می‌کنند. به همین دلیل فرزندان اول از هوشبهر و پیشرفت تحصیلی تا اندازه‌ای برتر هستند. خواهر-برادرهای کوچک‌تر معمولاً بیشتر مورد علاقه همسالان‌شان هستند. شاید به این علت که در اثر تعامل با خواهر-برادرهای خود در زمینه مذاکره و مصالحه ماهر شده‌اند.

تک فرزندها و رفتارهای اجتماعی آن‌ها

گرچه رابطه‌ی خواهر-برادرها منافع زیادی دارد، اما برای رشد طبیعی ضروری نیست. بر خلاف تصور همگان تک فرزندان لوس و خودخواه نیستند، بلکه عزت نفس و انگیزش بالایی برای پیشرفت دارند. بنابراین در مدرسه بهتر عمل می‌کنند و به سطوح بالاتر تحصیلات می‌رسند. شاید یک دلیل آن فشار والدین و تسلط بیشتر آن‌ها بر روی فرزندشان است. تک فرزندان رابطه‌ی نزدیک‌تری با والدین‌شان دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 15 =