علائم پرخاشگری در کودکان و نوجوانان: چگونه آن را بشناسیم؟
چگونه بفهمم کودکم پرخاشگر است؟
کودک پرخاشگر میتواند علائم زیر را از خود نشان دهد:
انفجارهای احساسی
طغیانهای مکرر عصبانیت یا فروپاشیهای احساسی. این انفجارها بدون هشدار قبلی رخ میدهند و شدت آنها میتواند بسیار متفاوت باشد. احساسات منفی مانند خشم، عصبانیت و تحریکپذیری به شدت افزایش مییابد. فرد در طول این مدت توانایی کنترل رفتار خود را از دست میدهد. شدت واکنش فرد نسبت به محرک اولیه بسیار بیشتر از آن چیزی است که انتظار میرود. پس از پایان طغیان، فرد اغلب احساس پشیمانی و شرمندگی میکند.
نافرمانی
امتناع از پیروی از قوانین یا دستورات که اغلب با رفتارهای بحثبرانگیز همراه است. نافرمانی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، ازجمله برخی افراد بهعنوان راهی برای اعتراض به اقتدار یا قوانینی که به نظرشان ناعادلانه است، نافرمانی میکنند. برخی دیگر ممکن است با نافرمانی به دنبال جلبتوجه باشند. گاهی اوقات، نافرمانی میتواند نشانهای از ترس از شکست یا ناتوانی در انجام کاری باشد.
تکانشگری
تکانشگری یا impulsivity به رفتاری گفته میشود که در آن فرد بدون فکر کردن به عواقب آن، بهصورت ناگهانی و بدون برنامهریزی قبلی، اقدام به انجام کاری میکند. این رفتار معمولاً باعجله، بیصبری و عدم کنترل بر تکانهها همراه است.
افرادی که تکانشگری بالایی دارند، ممکن است در تصمیمگیریهای مهم زندگی خود با مشکل مواجه شوند و به همین دلیل، به خود یا دیگران آسیب برسانند. اختلالات عصبی مانند اختلال بیشفعالی، کمتوجهی و اختلال دوقطبی، شیوع یکسان در دختران و پسران و از 5-6 سالگی تا 50 سالگی و بالاتر میتوانند با افزایش تکانشگری مرتبط باشند.
کنارهگیری اجتماعی
اجتناب از تعامل با همسالان که گاهی میتواند پاسخ به پرخاشگری درونی باشد. افراد پرخاشگر اغلب از رد شدن توسط دیگران میترسند. ممکن است به همین دلیل، بهصورت پیشگیرانه از تعاملات اجتماعی اجتناب کنند تا از آسیبهای احتمالی روابط جلوگیری کنند. پرخاشگری میتواند به ایجاد مشکلات در برقراری ارتباط مؤثر با دیگران منجر شود. این امر میتواند باعث شود که فرد احساس انزوا کند و بهتدریج از تعاملات اجتماعی کنارهگیری کند. کنارهگیری اجتماعی میتواند باعث تقویت احساسات منفی مانند خشم و ناامیدی شود و درنتیجه، پرخاشگری را تشدید کند.
تخریب اموال
آسیب رساندن به اسباببازیها، مبلمان یا اشیاء دیگر. تخریب عمدی، یکی از اشکال پرخاشگری است که در آن فرد بهصورت عمدی به اموال دیگران آسیب میرساند. این رفتار میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و شدت آن نیز متفاوت باشد. از شکستن یک پنجره کوچک تا آتش زدن یک ساختمان، همه میتوانند نمونههایی از تخریب عمدی باشند.
پرخاشگری در سنین مختلف
سیر تحولی پرخاشگری در کودکان و نوجوانان بهصورت زیر قابلبررسی است:
کودکی نوپا (1 تا 3 سالگی)
- پرخاشگری ابزاری: کودکان در این سن برای رسیدن به اسباببازیها یا جلبتوجه از پرخاشگری استفاده میکنند.
- عدم کنترل بر احساسات: به دلیل رشد ناکافی مهارتهای کلامی و کنترل هیجانی، کودکان از پرخاشگری برای ابراز نارضایتی استفاده میکنند.
- تقلید از بزرگسالان: کودکان رفتارهای پرخاشگرانه را از والدین، همسالان یا رسانهها تقلید میکنند.
پیشدبستانی (3 تا 6 سالگی)
- پرخاشگری بازیگوشانه: کودکان در این سن ممکن است در بازیهایشان رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند.
- درک محدود از احساسات دیگران: کودکان در این سن بهطور کامل درک نمیکنند که رفتارهایشان بر دیگران چه تأثیری میگذارد.
- افزایش مهارتهای کلامی: با افزایش مهارتهای کلامی، کودکان ممکن است بهجای پرخاشگری فیزیکی، از کلمات تندوتیز استفاده کنند.
دبستان (6 تا 12 سالگی)
- پرخاشگری مرتبط با روابط همسالان: پرخاشگری در این سن اغلب در ارتباط با مسائل مربوط به روابط همسالان، مانند طرد شدن یا تحقیر شدن، رخ میدهد.
- توسعه مهارتهای اجتماعی: با افزایش مهارتهای اجتماعی، کودکان ممکن است یاد بگیرند که چگونه احساسات خود را بهصورت سازندهتر ابراز کنند.
- تأثیر محیط مدرسه: محیط مدرسه و تعاملات با معلمان و همسالان میتواند بر رفتارهای پرخاشگرانه کودکان تأثیرگذار باشد.
نوجوانی (12 تا 18 سالگی)
- پرخاشگری مرتبط با هویتیابی: نوجوانان در این سن به دنبال هویتیابی هستند و ممکن است برای تأیید هویت خود به گروههای همسالان پرخاشگر بپیوندند.
- پرخاشگری مرتبط با تغییرات هورمونی: تغییرات هورمونی در دوران نوجوانی میتواند بر خلقوخو و رفتار نوجوانان تأثیر گذارد و باعث افزایش پرخاشگری شود.
- پرخاشگری مرتبط با مشکلات روانی: برخی از نوجوانان ممکن است به دلیل مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب یا اختلالات رفتاری، رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند.
قلدری در کودکان و نوجوانان
دوران پیشدبستانی (3-5 سالگی)
قلدری فیزیکی: کودکان در این سن رفتارهای فیزیکی مثل ضربه زدن، هل دادن و گاز گرفتن انجام میدهند. این رفتارها اغلب به دلیل ناتوانی در بیان کلامی احساسات و نیازها بروز میکنند.
دوران دبستان (6-11 سالگی)
قلدری کلامی و اجتماعی: با افزایش سن، کودکان بیشتر به استفاده از کلمات و رفتارهای اجتماعی برای قلدری میپردازند. این شامل تمسخر، شایعهپراکنی و کنار گذاشتن همسالان از گروههای بازی است.
–قلدری سایبری: با دسترسی بیشتر به فناوری، برخی کودکان ممکن است از اینترنت و شبکههای اجتماعی برای آزار و اذیت همسالان استفاده کنند.
دوران نوجوانی (12-18 سالگی)
قلدری پیچیدهتر: در این سن، قلدری میتواند پیچیدهتر و مخفیانهتر شود. نوجوانان ممکن است از روشهای غیرمستقیم مانند شایعهپراکنی، تهدیدهای غیرمستقیم و قلدری سایبری استفاده کنند.
تأثیرات روانی و اجتماعی: قلدری در این سن میتواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان داشته باشد، ازجمله افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش اعتمادبهنفس.
