دوران نوجوانی: چالشها، ویژگیها و مراحل رشدی
دوران نوجوانی، هم ازنظر نوجوانان و هم ازنظر والدین دشوارتر از دوران کودکی قلمداد شده است. چنانکه ارسطو اظهار داشت: نوجوانان پرشور و آتشیمزاجاند و آمادهاند که خود را به دست غرایز بسپارند. همچنین در اوایل قرن حاضر جی. استانلی هال، مؤسس انجمن روانشناسی آمریکا، نوجوانی را دوران «طوفان و تنش شدید» و نیز دوران توانایی فوقالعاده جسمانی، عقلی و عاطفی میدانست.
نوجوانی چیست؟
تعریف نوجوانی
میلر نیوتون در کتاب نوجوانی، «نوجوانی را دوره فرایندهای رشدی انتقال از کودکی به بزرگسالی میداند.» این فرایندها جنبههای گوناگونی دارند.
ویژگیهای کلی دوران نوجوانی
ابتدا رشد و نمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحول فرایندهای شناختی، عاطفی و رفتارها مشاهده میشود.
دوم رشد فیزیکی که شامل رشد اندازههای بدنی و تغییر در نیمرخ جسمی است.
سوم رشد نظام جنسی یا تولیدمثل، شامل جسمی و رفتاری.
چهارم رشد احساس «خود» بهعنوان یک بزرگسال یا یک انسان مستقل و خود راهبر.
پنجم، کسب موقعیت بزرگسالی در گروه اجتماعی یا فرهنگ.
و در آخر رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه.
نوجوانی از چه زمانی آغاز میشود؟
در خصوص طول دوره نوجوانی اتفاقنظر بین روان شناسان وجود ندارد. برخی آنان طول این دوره را از سیزده سال تا هجده سال دانستهاند، اما در آثار جدیدتر روانشناسی معمولاً سنین دوازدهتا بیستوچهارسالگی را دوره نوجوانی بهحساب آوردهاند؛ اما واقعیت این است که شروع و پایان این دوره در دختران و پسران، در جوامع و طبقات اجتماعی مختلف، متفاوت است. در اینجا نگاهی به مراحل نوجوانی از دیدگاه برگ میاندازیم که او دوره نوجوانی را به سه بخش تقسیم میکند.
تقسیمبندی مراحل نوجوانی بر اساس نظریه برگ
اوایل نوجوانی (11 تا 14 سالی): این دوره تغییرات بلوغ سریع است.
اواسط نوجوانی (14 تا 16 سالگی): تغییرات بلوغ اکنون تقریباً کامل شده است.
اواخر نوجوانی (16 تا 18 سالگی): نوجوانان کاملاً ظاهر بزرگسالی کسب میکنند و انتظار دارند که نقشهای بزرگسالی را بر عهده بگیرند.
هرچه محیط اجتماعی به نوجوانان دررسیدن به مسئولیتهای بزرگسالی بیشتر کمک کند، آنها بهتر سازگار میشوند. بهرغم تنشهای زیستی و بلاتکلیفی درباره آینده که نوجوانان احساس میکنند، اغلب آنها با موفقیت از پس این دوره برمیآیند. حالآنکه تغییرات و تحولات این دوره از منظری دیگر بدین شرح هست.
تحولات اساسی دوران نوجوانی
مرحله اول: فاصله گرفتن (12 ـ 14 سالگی)
با شروع رشد جسمی و ظهور اولین نشانههای بلوغ، کودک تمایل طبیعی پیدا میکند که از بزرگسالان، بهویژه والدین، فاصله بگیرد. این تمایل در رفتارهایی مانند بستن در اتاق یا حمام و محرمانه دانستن تغییرات بدن دیده میشود. چنین رفتارهایی نقش مهمی در کاهش وابستگیهای کودکانه به والدین و دیگر بزرگسالان دارند و به رشد روانی ـ اجتماعی او کمک میکنند.
با افزایش این فاصله، کودک میتواند با دوستان نزدیک خود راز و رمزهایی را مطرح کند و ارتباطهای ویژه دوره نوجوانی را با گروه همسالان و بهدوراز والدین و معلمان و دیگر بزرگسالان به وجود آورد. در کودکان عادی، این فاصله تا آنجا گسترش مییابد که به کشف هویت و جنسیت و سایر جوانب رشد «خود» در آنان منجر شود.
مرحله دوم: جدایی تدارکاتی (15 ـ 17 سالگی)
این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات آن است، با رشد بیشتر بدنی و جنسی همراه است و سطح عالیتری از ادراک «خود» را تجلّی میدهد. رشد مغز و تواناییهای شناختی نوجوان با درونی شدن حیات عاطفی و ارتباط عمیقتر با گروه همسالان، جدایی بیشتر ویژگیهای روانشناختی نوجوان و باورها و ارزشهای او از والدین و بزرگسالان را به بار میآورد. این جدایی هرچند بهندرت جنبه جدایی مکانی نوجوان با والدین و بزرگسالان را پیدا میکند، اما معمولاً یک جدایی روحی، فکری، ارزشی و رفتاری است و زمینههای ذهنی استقلال را برای او فراهم میآورد.
در همین مرحله، انسجام جنبههای مختلف بدنی و جنسی و تصور از خویش بهصورت هویت واحد شکل میگیرد و پاسخگویی به سؤال اساسی «من کیستم؟» بهتدریج در ذهن نوجوان تحقق مییابد. کسب دانش و مهارتهای لازم برای اشتغال یا برای ادامه تحصیل، بهعنوان یک نیاز مهم در تعلیم و تربیت نوجوانان در این مرحله مطرح میشود.
مرحله سوم: ورود مجدّد به مناسبات اجتماعی (18 ـ 20 سالگی)
اگر نوجوان مراحل پیشین رشد را بهدرستی طی کند، در پایان این دوره به فردی مستقل و خودکفا تبدیل میشود و میتواند نقش مؤثری در خانواده، آموزش، شغل، اجتماع و فرهنگ ایفا کند. در این صورت، با آمادگی کافی وارد جوانی و بزرگسالی شده و از مهارتها و تجربیات خود در مسیر زندگی بهره خواهد برد.
